تحلیل خانواده ی ایرانی

باور من این است که پدر در این خانه ایرانی حضور ندارد. پدر ایرانی به دلیل اعتیاد، مدت های مدید در زندان بسر بردن، بعلت مرگ در جاده­ های کشورو رابطه های موازی (همسر دوم و…)، داشتن شغل های متعدد حضور ندارد و یا خیلی از مردهای ایرانی از این کشور رفته اند (خروج های توده ای اول انقلاب، جنگ تحمیلی، سال ۸۸ و بتازگی) عده ای نیزمرتب تکرار می­کنند که دارند میروند خارج؛ آنها تنها حضور فیزیکی دارند اما ذهنیت آنها خارج از ایران است که این به معنای سلب مسئولیت و عدم حضور واقعی و تاثیرگذاراست. نتیجه­ ی نبود پدر آن است که کسی نیست تا صفات مردانگی را در اختیار فرزندان (دختر و پسر) بگذارد بنابراین ستون فقرات فرزند این خانواده ساخته نمی شود زیرا که پدر مظهر قدرت، حرکت، جهت، صراحت و پشتیبانی است… به تبع این شرایط فرزندان باید این ویژگی ­ها را از مادر بگیرند از آنیموس مادر، که آن هم مردانگی دست اول نیست… چکش­ کاری نشده است. پس فرزند پسر در فاز اودیپ به جای آنکه با پدر همانندسازی کند و این صفات را از پدر برای ساختن استخوان بندی روانی خود وام بگیرد تا ماهیچه­ های روانش قدرتمند شود … و به تبع آن بخشی از مادر را به دست آورد بدون هیچ زورآزمایی به دلیل جا به جا شدن مرزها وارد حریم مادر می شود… این مشکلات در ساختار خانواده که هر کسی در جایگاه خودش نیست باید اصلاح شود.

دکتر علیرضا عابدین

۹۸/۰۳/۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه

آمار بازدیدکنندگان

  • 83این نوشته:
  • بازدیدکنندگان امروز:
  • 0بازدیدکنندگان دیروز:
  • 0بازدیدکنندگان هفته:
  • بازدیدکننده در ماه:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: