مصاحبه صدا و سیما با دکتر عابدین در رابطه با خیانت در رابطه زناشویی (قسمت دوم)

الگوهای ارتباطی متقابل و مکمل در روابط زوجین شامل موارد زیر می­گردند:

مذاکرات فعال و سازنده برسر اختلاف نظرها

تمایل کلی در جهت حل تعارضات از طریق گفتمان

به راحتی بحث کردن برسر موضوعات مختلف

سعی در حل مشکلات و یافتن راه حل

زوج­هایی که خشنودی بالایی را در روابط خود تجربه می­کنند از تعارض اجتناب نمی­کنند زیرا یکی از رفتارهایی که منجر به تخریب اتحاد زناشویی می­گردد کناره­گیری ناشی از عدم توانایی در حل و فصل موقعیت­های تعارض برانگیز است؛ این زوج­ها ناراحتی بیشتری را تجربه می­کنند و روابط آن­ها در معرض خطر بیشتری قرار می­گیرد.

مهارت­های ارتباطی در روابط زوجین عبارتند از:

 گوش دادن فعال

توانایی ابراز احساسات

حل خشم و احساسات منفی زوجین از طریق گفتمان

یافتن راهبردهای حل مسئله

با توجه به موارد مذکور، سه الگوی ارتباطی در روابط زوجین عبارتند از:

·         الگوی تعامل مثبت و سازنده: مذاکره فعال بر سر تفاوت­ها منجر به وضعیت برد برد می­گردد.

·        الگوی ارتباطی متوقع/ کناره­گیر: در این وضعیت توقع دائمی زن منجر به اجتناب مرد و توقع دائمی مرد منجر به اجتناب زن می­گردد. فرد کناره­گیر از وابسته شدن می­هراسد. فرد متوقع شخصی وابسته است.

·        الگوی ارتباطی کناره­گیر/ کناره­گیر: در این وضعیت طرفین از ارتباط پرهیز می­کنند زیرا منجر به بحث و جدل می­گردد.

عوامل شخصیتی

بسیاری از افراد معتقدند علت بی­وفایی به عوامل شخصیتی ربط دارد و تنها مسائل جنسی و عاطفی دخیل نیستند.

مهمترین عامل همبستگی با بی­وفایی عوامل شخصیتی است. افرادی که دارای ویژگی­هایی از قبیل کنترل تکانه پایین، روان­نژندی بالا، برون­گرایی بالا، رضایت پایین و گشودگی در مقابل تجربیات جدید هستند بیشتر در روابط خود مرتکب بی­وفایی می­شوند. در مقابل افرادی که دارای تعهد، وجدان­گرایی بالا، ثبات احساسی، ثبات رابطه و سازگاری بالا هستند کمتر در روابط خود مرتکب بی­وفایی می­شوند. خصوصیات شخصیتی در زن­ها پیش­بین مناسبی برای بی­وفایی بنظر نمی­رسند.

 بی وفایی پایین با یکسان بودن زوجین از لحاظ قدرت و کالیبر شخصیتی رابطه مستقیم و معنی­دار دارد.

خصوصیاتی همچون تفکر واگرا، خلاقیت بالا، گشودگی پایین و همچنین میزان رضایت زناشویی پایین در زوجین احتمالا با بی-وفایی بیشتر همبستگی مستقیم دارد؛ عوامل گشودگی در زنان و روان نژندگرایی و وظیفه شناسی در مردان بهترین پیش بینی کننده احتمال وقوع خیانت یا عدم آن است.

عوامل جمعیت شناختی

زمانی­که زوجین دارای یک سطح متوسط از تحصیلات باشند ثبات و پایداری در ازدواج بیشتر خواهد بود. شاید تحصیلات بالاتر و ازدواج دیرتر منجر به دست­یابی مهارت بیشتر در روبرو شدن با مشکلات گردد همچنین طول مدت باهم بودن قبل از ازدواج به شرط عدم هم­خانگی نیز می­تواند به ثبات ازدواج کمک ­کند. عواملی دیگری نیز از قبیل شباهت در قومیت­ها، توافق در چگونگی گذراندن اوقات فراغت بخصوص در زن­ها، هم­سویی گرایشات مذهبی، شباهت در ارزش های هنری، اقتصادی و نگرش خانواده­گرایی نیز بعنوان پیش­بینی کننده­های بی­وفایی پایین در نظر گرفته می­شوند.

عواملی از قبیل ناهمسانی تحصیلی، قومی، شکاف سنی، ازدواج در سنین کمتر از 16 سال، سابقه طلاق که نشان­دهنده سست بودن روابط است، سابقه خیانت قبل از ازدواج و بالا رفتن درآمد به­گونه­ای که تعادل قدرت در خانواده را بهم بزند، اعتیاد، عدم­ثبات اقتصادی، بیکاری، ازدواج­های اجباری و بطور کلی عدم شناخت/ اطمینان، احساس تغییر ناپذیری همسر، توقع ذهن­خوانی و عدم رضایت جنسی می­توانند بعنوان پیش­بینی کننده بی­وفایی بالا در نظر گرفته شوند. همچنین بی­وفایی در افرادی­که در مرکز شهر زندگی می­کنند 39% بیشتر از حومه شهر اتفاق افتاده است.

مقوله­های دیگری از قبیل هیجان، اضطراب گذرا، انتظارات محقق نشده، باورهای غیرواقعی در مورد عشق و ازدواج، نیاز به توجه، بی­حوصلگی، خارج از دسترس بودن همسر احتمال بی‌وفایی را بالا می‌برد. همچنین کمبود تمایل جنسی و بی‌وفایی با یکدیگر رابطه‌ی مستقیم دارد، در واقع داشتن یک ازدواج موفق به­ تنهایی، زوج را در برابر بی‌وفایی مصون نمی‌کند.

تفاوت میان سازش و رضامندی در روابط زوجین:

در وضعیت سازش هر دو نفر ناراضی­اند چرا که هر دو مجبور به گذشت از خواسته­ها و انتظارات خود می­باشند.

فقط دیدن دنیا از دید دیگری منجر به احساس رضامندی متقابل و یک نتیجه برد برد می­گردد که این خود مستلزم داشتن شخصیتی سالم است.

 انسان­ها در گذر از فازهای متفاوت رشد:

فاز 1 همه بد هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. (فاز بی­اعتمادی بنیادی/شکاکی)

فاز 2 فرد خودبسندگی را یاد نگرفته و همواره دنبال تکیه­گاه در زندگی می­گردد. (فاز شرم و تردید)

فاز 3 فرد می­پذیرد که آدم خوبی نیست و اجازه انجام هر اشتباهی را در آینده به خود می­دهد. (فاز ابتکار و گناه)

فاز 4 فرد ممکن است دست از تلاش بکشد. امید به معجزه دارد. قسمت من همین بوده!  (فاز تلاش و حقارت)

فاز 5 تصوری که فرد از خود در دوران نوجوانی می­یابد. ( فاز هویت و سردرگمی)

فاز 6 فرد مهارت برقراری ارتباط سالم،گفتمان و پذیرش عیوب را می­یابد. (فازصمیمیت و انزوا)

بعد از گذر از این فاز آمادگی برای ازدواج حاصل می­شود.

فاز 7 میوه داشتن و درخت زندگی به بار آوردن/ فرزند پروری و موفقیت شغلی (فاز مولد و عقیم)

فاز 8 فرد از دستاوردهای زندگی خود رضایت دارد؟ (فاز خردمندی و یأس)

ازدواج یا رابطه نیز مانند یک موجودی است که فازهای خاص خود را دارد:

فاز 1 امید و ناامیدی، اعتماد و بی‌اعتمادی

فاز 2 انضباط و اراده

فاز 3 هدف و اجتماعی شدن

فاز 4 نهفتگی و مهارت‌یابی

فاز 5 هویت

فاز 6 ازدواج و صمیمیت

فاز 7 تولید مثل

فاز 8 خردمندی

گذر موفقیت آمیز از این فازها مستلزم حل و فصل کردن موارد پیچیده در هر فاز و بدست آردن اهداف منحصر به آن فاز است.

گذر از هر فاز ارتباط بسیار مستقیم به گذر کردن طرفین به صورت مناسب از فازهای زندگی شخصی و فردی خود دارد. آیا به اهداف خاص آن فاز دست یافتند یا نیافتند؟

در تحلیل روابط تقابلی اریک برن، حالات ایگو در نقش‌های کودک، بالغ و والد متجلی می‌شود. تغییر در نقش‌ها اجتناب ناپذیر است. ولی توانایی تغییر نقش نشانه‌ای از انعطاف‌پذیری است و تغییر در زمان نیاز لازم است.

برای روبرویی با خطرات و تهدیدات خارجی باید زن‌ و مردهایی اهل تحلیل و تفکر منطقی بارآورد. امر و نهی کردن تنها در سطح دانش‌افزایی در جامعه کنونی ایران دیگرکارایی ندارد. تغییرات فرهنگی در سطح جامعه کنونی به سمت و سوی گفتمان است.

در کنار آموزش‌هایی همچون مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی، حل و فصل کردن مشکلات روانی باعث افزایش رضامندی و در نتیجه وفاداری می‌گردد. مشکلات و بیماری‌ها (بی‌وفایی) بیشتر به عکس‌العمل انسان وابسته است تا به استرس و فشار. این عکس‌العمل‌ها به روان‌شناسی رشد و نقش‌هایی که افراد بازی می‌کنند مربوط می‌شود.

 تأثیر بی‌وفایی در فرد مورد بی‌وفایی قرارگرفته:

 علائم پس از تجربه‌ی یک تروما یا شوک احساسی وخیم شبیه اختلال استرس پس از سانحه می‌باشد. فرد زودرنج، بدخلق،  حساس، آسیب‌پذیر و تکانشی در مقابل محرک‌ها می­گردد. وی همچنین به صورت تکانشی خشم را برون‌ریزی می­کند و مشکل در تمرکز دارد. او دچار وسواس فکری در خصوص خیانت شده به این صورت که “آیا من نقصی داشته‌ام؟”

تأثیر ترشح آدرنالین و سایر هورمون‌های تنش وابسته به درون سیستم اعصاب سمپاتیک بدن، حالت برانگیختگی شدیدی ایجاد می‌کند و فرد مدام گوش به زنگ علائم کجروی همسر عهد شکن خود می‌باشد.

آمار بی‌وفایی

تحقیقی در شیکاگو نشان داده که 15٪ از زنان و 22٪ از مردان به این حقیقت معترف بوده‌اند که مردان بیشتر راغب به بی­وفایی هستند. در ایران با توجه به ساختار فرهنگی جامعه‌ آمار ارتکاب به بی‌وفایی بصورت وحشتناکی رو به افزایش است. اگرچه هنوز در قیاس با مردان میزان بی­وفایی در زنان کمتر است اما آمار بی­وفایی در زنان نیز رو به رشد می‌باشد.

مطالعه‌ی 160 فرهنگ متفاوت در سراسر جهان نشان داده است که بی‌وفایی بعنوان عمده‌ترین دلیل افراد در تمامی فرهنگ‌ها برای طلاق ذکر شده و به اصلی‌ترین عامل همبسته با طلاق محسوب می‌شود. در ایران 25٪ از جنایت‌هایی که انجام می‌گیرد علت و انگیزه‌ی جنسی و ناموسی دارد. آمار قتل وابسته به خیانت در غرب به مراتب پایین‌تر است ولی در ایران اگر زن مرتکب بی‌وفایی شود ملاجظه‌کاری یا چشم‌پوشی نمی‌شود ولی اگر مرد مرتکب شود معمولا یک پشت دستی می­خورد مگر آن‌که برخوردهایی انتقام‌جویانه و خشونت‌آمیز توسط منسوبین و وابسته‌های زن انجام پذیرد.

بی‌وفایی و فرهنگ

ازدواج یک رویداد خوش‌آیند جسمانی و روانی بشمار می­رود  ولی در رتبه‌بندی رویدادهای استرس‌زای هولمز و راهه، 50 واحد از 100 واحد را به خود اختصاص داده است.

در جامعه‌ی تک‌همسری غرب مانند امریکا اختیار زن دوم جرم است ولی زنا مجازات ندارد؛ در مقابل در کشورهای مسلمان در کنار مقولاتی چون تعدد زوجات که قانونی انجام می‌­پذیرد زنا جرم است.

در کشور هلند خیال‌پردازی جنسی پاسخ حسادت‌آمیز شدیدی را در همسر ایجاد می‌نماید که نوعی بی‌وفایی محسوب می‌گردد ولی در مجارستان و یوگوسلاوی این مورد گزارش نشده است.

در اسپانیا خیانت جنسی بخصوص خیانت جنسی مردان بسیار شایع است. شوهر در واقع اغلب به همسر به عنوان مادر و مراقبت‌کننده‌ی کودک می‌نگرد که نمی‌تواند نیازهای عاشقانه‌اش را با وی برطرف نماید. در اسپانیا خیانت مردان زیاد است ولی به علت پیوند محکمی که با مذهب کاتولیسم وجود دارد طلاق پایین است. اگر در اسپانیا زن خیانت کند توسط خانواده تبعید می‌شود و از حقوق اجتماعی سیاسی محروم می‌شود؛ وی با این‌کار باعث زیر سؤال بردن مردانگی همسرش شده است.

درصد بی‌وفایی در مردان آمریکایی – آفریقایی تبار بسیار بالا است.

آمار بی‌وفایی در ایران نیز رو به افزایش است و از دلایل عمده‌ی افراد برای طلاق است. بی­وفایی رنجش زیاد و پریشانی فراوانی به جای می‌گذارد که برای مدتی مدیدی باقی می‌ماند. این امر به سرد شدن رابطه می‌انجامد و بر تربیت و روحیه‌ی فرزندان تأثیر سوء می‌گذارد، منجر به بی‌اعتمادی زن و شوهر و از دست دادن اعتماد به نفس در آن­ها می­گردد.

سطح تعهد در نیمسال اول رابطه به طور معناداری خیانت متعاقب را پیش‌بینی می‌کند.

 بنیان رابطه  زناشویی بستگی دارد به:

1-رضایت زناشویی

2- سرمایه‌گذاری طرفین

3- تداوم جاذبه بین طرفین

علل بی‌وفایی

عدم ارضای نیازهای جنسی در نهاد خانواده

عدم جذابیت همسر

ضعف اعتقادات مذهبی و پایبند نبودن به سنت‌ها

مشکل جسمی، شخصیتی و روانی

ازدواج اجباری (ایران بالاترین میزان ازدواج با کودک -افراد زیر 18 سال- را در دنیا داراست)

انتقام جویی

مردان معمولا به دو دلیل تنوع‌طلبی و مسائل جنسی و زنان بیشتر به خاطر مشکلات مالی، مسائل عاطفی یا انتقام‌جویی اقدام به خیانت می‌کنند

دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه

آمار بازدیدکنندگان

  • 317این نوشته:
  • بازدیدکنندگان امروز:
  • 0بازدیدکنندگان دیروز:
  • 0بازدیدکنندگان هفته:
  • بازدیدکننده در ماه:
  • 1بازدیدکنندگان حاضر: