چند تا نکته سر خط …

وقتی یک روح از سطح زمان خویش بیشتر اوج می­گیرد و از ظرف تحمل مردم زمان بیشتر رشد می­کند تنها می­شود، “بودن” سنگین، پر، زیبا و غنی او “بودن” های پوک، سبک، زشت و تهی دیگران را خود به خود تحقیر می­کند- هرچند خود تواضع کند- و آن­گاه دوست و دشمن- خودآگاه و ناخودآگاه- باهم در نفی او یا لجن­مال کردن شخصیت بزرگ یا پایمال کردن حق صریح او همدست می­شوند؛ اشتراک منافع می­یابند.

آن­گاه دوست هم، همراه و همفکر هم، که عظمت وجود او، حقارت و خلاء وجودی ­اش را آشکار می­سازد و رنجش می­دهد- بر آن می­شود تا با انکار یا مسخ فضایل او، یا تحقیر شخصیت او، او را به خود نزدیک سازد، فاصله رنج ­آور و آزار دهنده را بدین گونه از میان بردارد. خود را نمی­تواند به او رساند، او را آنقدر عقب بکشاند که به او رسد و در این تلاش است که با دشمن همراه می­شود و با وی اشتراک منافع پیدا می­کند، به دشمن در کوبیدن او احتیاج پیدا می­کند و ناچار بازیچه ­ی دشمن می­شود و مامور رایگان و خدمتگزار او. این است که “علی” باید کوچک شود.

همیشه مبارزه در جبهه داخل سخت­تر و بیچاره­ کننده ­تر است از جبه ه­ای که دشمن خارجی و در مقابل است.

                                                                             

 قسمت­هایی از کتاب “زن” نوشته دکتر علی شریعتی

دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه

آمار بازدیدکنندگان

  • 201این نوشته:
  • بازدیدکنندگان امروز:
  • 0بازدیدکنندگان دیروز:
  • 0بازدیدکنندگان هفته:
  • بازدیدکننده در ماه:
  • 1بازدیدکنندگان حاضر: