مصاحبه صدا و سیما با دکتر عابدین در رابطه با خیانت در رابطه زناشویی (قسمت اول)

خیانت در روابط صمیمانه / ازدواج

جامعه امروزی ایران بالغ بر 76 میلیون نفر هست که به سرعت در حال پیر شدن است. ما باید بزودی به قشر حجیمی از جامعه که به فاز سالمندی می رسند و مشکلات خاص خود را دارند بپردازیم.

ماهیت و ساز و کار این جامعه 76 میلیونی با جامعه 33 میلیونی 30 سال پیش متفاوت است اما به هر حال فعلا این جامعه هنوز جوان است.

افراد جوان، (مستقل از فرهنگ) برای شکل دادن شخصیت خود، به وضعیت معمول / کنونی واکنش منفی نشان می دهد. این تضاد ورزی و نه گفتن / نهی کردن فاکتور لازم برای شکل گرفتن شخصیت و رشد است.

این جامعه جوان امروز بسیار تحصیل کرده هستند و در این میان 65 درصد ورودی دانشگاه ها را دختر ها تشکیل می دهند. بدیهی است که تحصیلات بالاتر منجر به درآمد بالاتر می شود و در نتیجه منجر به افزایش قدرت زنان در جامعه شده است.

توازن قدرت در جامعه عوض شده است. قدرت اقتصادی بطور کلی و به ویژه برای خانم ها افزایش یافته است. نقش های از قبل تعریف شده و مأنوس که باعث آرامش می شد، اکنون تغییر کرده است که این تغییر اضطراب زاست.

نظر به تغییرات اساسی در جامعه ایرانی امروز، روشها و رویکرد های امر و نهی کردن در سطح دانش افزایی دیگر کفایت نمی کند. نهایت این امر و نهی ها محدود به آموزش مهارت های زندگی و ارتباطی است که به سازگاری کمک می کند و نه به رضامندی که رابطه مستقیم با خیانت دارد. تغییرات در سطوح بینش و نگرش و با مداخلاتی هوشمندانه تر و پیچیده تر، و در بسیاری از اوقات باصطلاح زیرپوستی میسر خواهد شد.

اینکه از جوانان / شهروندان امروزی صرفا و مستقیما بخواهیم که دختر خوبی باش، پسر خوبی باش، کفایت نمی کند. این روش ساده لوحانه در مقابل تفکر تحلیلی و انتقادی مردم ایران نوین ناکارآمد است و متأسفانه این روزها تقریبا هر ایستگاه صدا و سیما را که می گیرید، یک روانشناس و مشاور و یا یک فرد ملبس اتفاقا همین کار ناکارآمد را انجام می دهد و توصیه می کند. نتیجتا ما نیاز به تغییرات اساسی در مدیریت جامعه و معماری اجتماعی داریم. بخصوص که امروز صدا و سیما یک نقش فعال در فرهنگ سازی در جامعه به خود گرفته، بهتر است به نکات خاصی توجه کند. به مدیریت نوین و با کمک دانشمندان روانشناسی و جامعه شناسی نیاز است.

آمار ازدواج / طلاق در ایران

بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران در بازه زمانی 1380 تا 1385، ایران با 20% افزایش در آمار ازدواج و 55% افزایش در آمار طلاق مواجه بوده است.

از سال 84 تا 85 یعنی تنها در عرض یکسال آمار طلاق در ایران 19/10% افزایش یافته و در عوض آمار ازدواج با 2/1% کاهش گزارش یافته است. (سالنامه آماری کشور 1385)

نسبت طلاق به ازدواج در سال 1387 نسبت به سال 1375، 58% افزایش داشته است.

این ارقام از قرار گرفتن بنیان خانواده های ایرانی در یک موقعیت بحرانی خبر می دهد.

در تحقیقی (کاوه 1387) نزدیک به نیمی از خانم های مراجعه کننده به مرکز مشاوره در رابطه با شوهرشان، احتمال اقدام به برقراری رابطه عاطفی خارج از زندگی زناشویی احتمال می دادند. در 35% موارد ثابت شد که مرتکب خیانت شده اند. همچنین در مورد خانم ها، 38% احتمال اقدام بود که تعداد قابل توجهی ثابت شد که بیشتر بخاطر نارضایتی از رابطه بود.

جذابیت های اولیه

در خانه پدری و مادری گاهی نقش های خاص و اغلب بیمارگونه و نابجا به فرزندان خانواده تحمیل می شود که:

  • فرزند برای جان بدر بردن خود در نظام خانواده آن نقش را بازی می کند.
  • متأسفانه بازی این نقش به نگه داشتن آسیب در خانواده کمک می کند.

در هرصورت با تمرین و خو گرفتن با این نقش ها، افراد آن را به زندگی بعدی (زناشویی) می آورند.

در واقع این نقش ها فضایی آشنا و مأنوس برای شریک احتمالی زندگی ایجاد می کند. بسیاری از اوقات مثلا پسری که نقش والدگری در خانه خود داشته به تور دختری می خورد که تا بزرگسالی کودکانه نگه داشته شده است و این دو مثل پیچ و مهره بهم میخورند.

مشکل اینجاست که انتظارات زوجین تغییر می یابد!!!

ازدواج و مراحل رشد

ارتباط سراسر زندگی آدمی را در برگرفته است. زندگی با ارتباط شروع می شود و با قطع آن تمام می شود. رابطه مادر/ نوزاد، کارفرما/ کارگر، دولت/ ملت، عاشق/ معشوق… رابطه زناشویی هم دستخوش مراحل تحول و رشد می گردد. رابطه مثل یک محصول تولید مثل است.

  • در آغاز، رابطه آکنده از عشق و تغذیه متقابل است.
  • بعد دیسیپلین و مقررات اضافه می شود.
  • بعد زوج در رابطه با اجتماع درگیر مراحل متوالی می­شودکه هرکدام هدف خاص خود را دارند بین سال­های  40-21 سالگی صمیمیت مد نظر است. فرایند رشد مستلزم طی کردن مناسب و با یکدیگر گذراندن این مراحل است.

چگونه جذابیت از بین می رود؟  فشار اجتماعی برای سازگاری کافی نیست و رضامندی پایین در فازهای مختلف باعث سردی رابطه میگردد.

گاهی یکی از زوجین در یک فاز و دیگری در فاز قبلی سیر می کند. آنکه جلوست احساس گناه و عقب نگه داشته شدن و درک نشدن و کند شدن می کند و آنکه عقب است احساس طرد و تنها شدن می کند. البته این به آن معناست که فردی که جلوتر است، لزوما سالم تر است. این فقط باین معنی است که زوجین با هم در یک فاز مشترک نیستند.

اگر زمانی شاید صحبت نکردن در مورد موضوع هایی چون بی وفایی و خیانت در روابط صمیمانه و ازدواج لازم و شایسته بود دیگر آن هدف صدق نمی کند.

این البته فقط مشکل منحصر به فرد به ایران هم نیست. در اوایل دهه 80 میلادی به علت تعلل در پرداختن به مشکل HIV در آمریکا AIDS ؤ‌ HIV یک گرفتاری تقریبا اپیدمی شد. در آن زمان فکر می کردند این فقط مشکل چند هم جنس گرا و معتاد تزریقی است که برای دولت و قدرت سفید پوست وقت آن زمان نمی توانستند آنقدرها مهم باشند تا اینکه اقوام چند سناتور و نماینده مجلس هم گرفتار این مشکل شدند.

در ایران نیز ما با یکسری آمار ناخوشایند روبرو هستیم که با مقوله خیانت و بی وفایی بسیار مربوط است:

در سه ماهه اول 1389 تعداد 065/33 طلاق ثبت شده است که 85 درصد آن شهری و مدت عمر ازدواج 5-0 سال بوده است.

در فضای جدید چه باید کرد؟ اگر زمانی جوانان بخصوص زن های این جامعه تحت فشار های اجتماعی اجبار به سازش و باقی ماندن در قالب ازدواج بودند ولو احساس رضایت نمی کردند به نظر می رسد که دیگر گذشته است. به تفاوت بین سازگاری و رضامندی توجه کنید ! اگر تحت فشار افراد قرار می گیرند که مهارت های سازگاری خود را برای حفاظت از ازدواج افزایش دهند این به این معنی نیست که آنها از رابطه خود راضی هستند. ناگفته نماند حتی اگر تحت این شرایط افراد اقدام به طلاق نکنند طلاق عاطفی ممکن است اتفاق بیفتد. در صحنه جدید زن ها نسبت به فشارها و تبعیض هایی که علیه آنها می شود ابراز نارضایتی می کنند.

زن ها اگر تعدادشان بیشتر از مردها نباشد کمتر هم نیست…. ولیکن هنوز بعنوان اقلیت محسوب میشوند. این ناشی از مسئله قدرت است. به نظر می رسد اظهار نارضایتی زن ها به وضعیت موجود ناشی از قدرت بدست آمده آنهاست.

نوع دیدگاه باید تغییر کند. تغییرات فرهنگی لازم است. اجتناب و کناره گیری از مذاکره و مناظره و تحلیل و پرداختن تکرار مکررات صرف جواب نمی دهد. باید به این بحث ها پرداخت تا از پرداختن به خلاقیت ها و تعارضات به راه حل های نوین می رسیم و برعکس سرکوب تضاد ها عوارض ناگواری در امیال و احساسات و بروز آنها در قالب های نابهنجار زیرزمینی به همراه خواهد داشت.

برای سازگاری، آموزش راهبردهای حل مسئله / مقابله – مهارت های ارتباطی – ارتباط متقابل سازنده برای حل مسئله امکان پذیر میشود.

برای رضامندی، روان نژندی پایین بعضافه سلامت روان بالا  گشودگی برای تجربیات جدید لازم است.

رسانه ها و صدا و سیما فرهنگ سازی کنند و فقط به صرف حلال و حرام نپردازند.

درشش ماهه اول ازدواج نشان داده شد که سطح تعهد در نیم سال اول رابطه به طور معنا داری خیانت متعاقب را پیش بینی می کند.

دسته بندی علل بی وفایی

1 الگوهای ارتباطی

2 عوامل شخصیتی پیش بینی کننده تمایل افراد به بی وفایی

3 عوامل موقعیتی – محیطی و جمعیت شناختی… عواملی همچون سن پایین، تحصیلات بالا، فرهنگ خانوادگی، مذهب، موقعیت اجتماعی، وجود شرایط از جمله فرصت، در دسترس بودن افراد، مسافرت های مکرر و یا زندگی در یک شهر بزرگ، سطوح بالای شغلی، دوستان نزدیک به روابط خارج از زناشویی، سوء استفاده از مواد و الکل، زوال ارزش های اخلاقی، سابقه طلاق بالا در ارتکاب به خیانت نقش بسزایی دارند.

عوامل شخصیتی و فردی شامل برونگرایی، روان نژندگرایی، توافق پذیری، داشتن عقاید آزادی خواهانه، وظیفه­شناسی، گشودگی در مقابل تجربیات جدید، بی بند و باری جنسی، معیارهای انتخاب همسر، عدم احساس امنیت، عدم اطمینان به رابطه، افزایش عزت نفس، ناتوانی در کنترل وسوسه ها میباشند.

عوامل رابطه ای عدم رضایت از رابطه زناشویی، بی عدالتی در رابطه، انتظارات تحقق نیافته، باورهای غیر واقعی در مورد عشق و ازدواج، نیاز به توجه، بی حوصلگی و همسر خارج از دسترس.

….ادامه دارد!

نظرات (2)

  • Avatar

    سعید اصلانی

    |

    سلام خدمت استاد عزیزم
    ممنون از توضیحات شما
    باتشکر سعید اصلانی

    Reply

  • Avatar

    روجاخانی زاده

    |

    سلام حضور استادعزیز
    سپاس از اطلاعات خوبتون

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه

آمار بازدیدکنندگان

  • 411این نوشته:
  • بازدیدکنندگان امروز:
  • 0بازدیدکنندگان دیروز:
  • 0بازدیدکنندگان هفته:
  • بازدیدکننده در ماه:
  • 0بازدیدکنندگان حاضر: